امام صادق عليهالسلام : آفَةُ الدِّينِ : الحَسَدُ والعُجبُ والفَخرُ
آفت دين ؛ حسادت ، خود
شيفتگى و به خود باليدن است .الكافي
: ج 2 ، ص 307 ، ح 5 (ميزان الحكمة : ج 2 ، ص 947)
ما بايد اهل محاسبه باشيم، هر
چند اهل توبه نباشيم و تدارك نكنيم، خود محاسبه مطلوب است.
اگر بدانيم فلان روز حسينى ـ عليه السّلام ـ و فلان روز
يزيدى هستيم، بهتر از اين است كه اصلاً ندانيم يزيدى هستيم يا حسينى. سرانجام ممكن
است روزى به خود بياييم و بخواهيم تدارك كنيم. با توجه به عيوب خويش و اصلاح آنها،
فرصت رسيدگى به حساب هر روز خود را نداريم، چه رسد به حساب مردم!«أَفْضَلُ النّاسِ
مَنْ شَغَلَتْهُ مَعايِبُهُ عَنْ عُيُوبِ النّاسِ.» برترين مردم كسى است كه پرداختن
به عيوب خود، او را از توجّه به عيوب مردم باز دارد.
به فكر خود باشيم، خود را اصلاح كنيم. اگر به خود نرسيديم و خود را اصلاح نكرديم،
نمى توانيم ديگران را اصلاح كنيم.
از مرحوم سيّد هبة اللّه شهرستانى
(1)خواستند كه براى ايجاد اختلاف و
جدايى بين آقاى كاشانى ـ رحمه اللّه ـ و مصدّق اجازه دهند. ايشان فرمود: آيا
اجازه بدهم كه «لِتُراقَ الدِّماءُ وَ تُباحَ الاْءَعْراضُ وَ الاْءَمْوالُ؟!» تا
خونها ريخته شود و ناموسها و اموال پايمال گردد؟! ا كاش
علماى پيرمرد و پا به قبر نزديكترها و آنها كه كمتر هوا در سر دارند، براى دنيا و
آخرت مردم اجتماع مى كردند.
اگر در اجتماع آنان در مرتبهى اول توافق حاصل نشود،
آن اجتماع را تكرار و ادامه دهند، تا شايد خداوند در دل يكى از آنها بيندازد كه راه
حلّ را پيدا كند. (2)
(1)ظاهرا
مقصود محمّد على بن حسين هبة الدّين حائرى شهرستانى (1300 ـ؟)، صاحب تأليفات متعدد
از جمله: الردّ على البابيّة، و ما هو نهج البلاغه و... مى باشد.
(2)آقاى
ملكيان امام جمعه ى محترم زرند براى اين جانب نقل كردند: زمانى كه ائمه ى جمعه ى
استان كرمان به خدمت امام خمينى ـ رحمه اللّه ـ شرفياب شده بودند، ايشان فرمودند:
شما هر چند هفته يا ماه با هم اجتماع كنيد ولو اين كه چاى بخوريد و برخيزيد!
در يك روايت، حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ از
رسول اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ درباره ى حديث معروف:
«مَنْ حَفِظَ عَلى أُمَّتِى أَرْبَعِينَ حَدِيثا، بَعَثَهُ
اللّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَقِيها عالِما.» هركس چهل حديث را به نفع امّت من حفظ
كند، خداوند او را در روز قيامت فقيه و عالم محشور مى كند.
پرسيد:«ما هذِهِ الاْءَرْبَعُونَ حَدِيثا؟» ( اعلام الدّين،
ص 346؛ خصال، ج 2، ص 543؛ بحارالانوار، ج 2، ص 154.) اين چهل حديث كدامند؟مقصود
اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ از «ما هذِهِ» چه بوده است؟ يعنى اين چهل حديث از
قبيل چه مطالبى است، يا اين كه آيا مى شود آن چهل حديث را در يك روايت جمع كرد؟ در
هر حال رسول اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ شروع به پاسخ مى كنند و در يك
مجلس چهل حديث را در يك حديث جمع مى كنند و بيان مى فرمايند.
خدا به ما تنبّه بدهد تا براى
امور شخصى، برادران مسلمان خود را از دست ندهيم، چنان كه هر كارى كردند كه شيعه هاى
عراق را عليه دولت عثمانى بر له انگليس به جنگ وادارند، نتوانستند. بلكه شيعيان با
اهل تسنّن متّحد شدند و هم دست و هم صدا و هم پيمان بر له عثمانى و عليه انگليس
جنگيدند.
حتّى روحانيون شيعه به جبهه ى جنگ رفتند و به خصوص شيخ
شريعت ـ رحمه اللّه ـ با آن سنّ و سال در جنگ شركت نمود. با اين كه از عثمانى
ها دل خوشى نداشتند، با اين حال اسلام اسمى و ظاهرى دولت عثمانى را بر كفر بريتانيا
ترجيح دادند. باز هم بيدار نمى شويم، در فكر نيستيم كه باز هم به سراغ ما مى آيند.
مجموعه تصاویر آیة الله
العظمی بهجت رحمه الله ، شماره 1 ، مخصوص صفحه کار ویندوز «
wallpaper » ، به صورت فایل zip جهت دانلود کاربران عزیز
دانلود مجموعه شماره یک « حجم : 2.19
MB » در سری دوم از مجموعه تصاویر مخصوص صفحه کار
ویندوز ، سایزهای مختلف صفحه هم برای هر تصویر انجام می گیرد . ضمنا از آن دسته از عزیزان که
تصاویر مخصوص تلفن همراه یا کاغذ دیواری های مخصوص صفحه کار ویندوز در مورد آیت
الله العظمی بهجت
(ره) را برای ما ارسال نمودند سپاسگذاریم و امیدواریم باز هم از لطف خود ما را
بهره مند سازید.
ایمیل :
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
مسلمانان بلكه شيعه ها كه
خِيارٌ مِن خيارٍ(1) هستند، بلكه انسان هاى متديّن و عاقل از اهل مذهب حقّ، حاضر
نيستند كه دور هم بنشينند و بر اساس وجدانيّات و احكام عقليه كه همه بدان معترفند،
با هم صلح كنند. بنابراين، ما چه انتظار از سازمان بين الملل و سازمان حقوق بشر
داريم؟! در زمان جاهليّت حاكم اصفهان مال التجّاره ى عمر و ابوطالب و... را
مى گيرد و مصادره مى كند، آن ها نزد انوشيروان مى روند، انوشيروان از وزير خود سؤال
مى كند: اين ها چه مى خواهند؟ مى گويد: پول مى خواهند، زيرا صلاح نديد كه بگويد: از
حاكم اصفهان شكايت دارند. به سخن آن ها توجّهى نشد، لذا بار ديگر ـ گويا با فاصله ى
زمانى ـ نزد انوشيروان رفتند، انوشيروان دستور داد كه مترجم را عوض كردند!
آرى، اگر حرف همديگر را نمى فهميم بايد مترجم را عوض
كنيم تا حرف يكديگر را خوب بفهميم تا به صلح برسيم.
چنان كه در مورد ديگر شاه ناشنوايى دستور داده بود كه وقتى شخص مظلوم يا متظلّم
خواست نزد او بيايد، لباس سرخ بپوشد!
در جنگ بين دو طايفه يا بايد هر دو فاسد باشند، يا يكى از آن ها؛ زيرا اگر هر دو
صالح و اهل صلاح باشند، با هم جنگ نخواهند داشت، بلكه سلاح را زمين مى گذارند و مى
نشينند و با هم تفاهم و مصالحه مى كنند.