|
استخدام نابالغ
956. آيا جايز است انسان كودك نابالغى را اجير كند و به عنوان كارگر استخدام نمايد؟ تكليف حقوقى كه به او مىدهد چيست؟
ج. اگر اجيركردن او و حقوق دادن به او با اذن ولىّ او باشد، جايز است.
اجرت افراد كم عقل
957. فردى ناقصالعقل در منزل اقوام خود بعضى از كارهاى آنها را انجام مىدهد، آيا مستحق اجرت است؟
ج. در صورتى كه با اجازه ولىّ او باشد، اشكالى ندارد و مستحق اجرت است.
برداشتن مبلغ بيشتر از اجرت خود
958. شخصى به عنوان «طرح كاد» در جايى كار مىكرد و صاحب مغازه بدون اين كه تعيين كند گفته بود مبلغى به تو مزد مىدهم، ولى شاگرد راضى نشده و بدون اجازه مبلغ بيشترى برداشته است، حكمش چيست؟
ج. ضامن مبلغ اضافى از اجرت المثل است و بايد آن را به صاحب مغازه برگرداند.
جنس به جاى مزد كارگر
959. آيا مدير عامل كارخانه دولتى مىتواند از محصولات كارخانه به جاى مزد به فردى پرداخت نمايد؟
ج. مدير بايد طبق مقررات آن كارخانه رفتار كند.
كنترات ساختمان
960. اگر بنّايى اجير شود كه ساختمانى را بسازد، آيا مىتواند فرد ديگرى را به مبلغى كمتر براى اتمام آن ساختمان اجير نمايد؟
ج. جايز نيست، مگر اين كه بخشى از كار را انجام داده باشد. (مسألهى 1725 رساله و نيز 1758.)
كار بنّاى جُنُب در مسجد
961. بنايى است كه براى كار بنايى وارد مسجد مىشود، در حالى كه جنب بوده است، اجرت وى چه حكمى دارد؟
ج. اجرت او حرام نيست، هر چند بودن او در مسجد حرام بوده است.
قوانين اداره كار
962. آيا كارفرماها و كارگران بايد در حال حاضر تابع قوانين اداره كار باشند؟ يا مىتوانند بدون توجه به قوانين بين خود توافقاتى داشته باشند؟
ج. شرعا مىتوانند به صورت توافقى عمل كنند.
امتناع صاحب كار از پرداخت مزاياى كارگر
963. اگر شركتهاى خصوصى و دولتى از پرداخت بعضى امتيازات مالى و مزاياى كارگران مشمول قانون كار خوددارى كنند، تكليف چيست؟
ج. اگر اجرت مقررهى آنها را بدهند، مانعى ندارد.
كم كارى بنا در اتمام كار
964. اگر كسى كار ساختمانى را به بنايى بدهد كه بعد از انجام مقدارى از كار به دنبال كار ديگرى برود و به دنبال منافع خود باشد و دنباله كار را به هر بهانهاى عقب بياندازد، آيا صاحب كار مىتواند فسخ كند يا خير؟
ج. اگر شرط مدت معينى را كرده يا صاحب كار به اين صورت ضرر مىكند، حق فسخ دارد.
عمل حرام اجير
965. اگر كسى اجير شده باشد كه قرآن بخواند، اما در كنار آن كار حرامى را انجام دهد ـ مثلاً بدون وضو و عمدا دست به قرآن بزند ـ آيا اين عمل وى موجب فساد معامله مىشود يا خير؟
ج. صحت اجاره بدون اشكال است، لكن او عمل حرامى انجام داده است.
اجير مغبون
966. آيا اجير مغبون كه با جهل به اجرت به كمتر از آن اجير شده، حق فسخ معامله را دارد يا خير؟ و آيا كارفرما حقوق گذشته او را مديون است يا خير؟
ج. بله، حق فسخ را دارد و مستحق حقوق گذشتهاش مىباشد.
بالا رفتن حق العمل
967. اگر كسى قرارداد عملى را با شخصى در مدت معينى منعقد نمايد كه مثلاً ظرف چند ماه يا چند هفته يا روز انجام دهد و اجرت هم معين شده باشد ولى بعد به جهاتى حق العمل در بازار بالا رود، آيا اجير مىتواند بيش از مقدار معين شده را طلب كند يا خير؟
ج. خير، نمىتواند.
غيبت كارمندان از كار
968. كارمندان دولت كه در ساعاتى از روز يا تمام روز را به علت مشخصى در سر كار حاضر نمىشوند و مسؤلان هم براى آنها غيبت نمىزنند، آيا مستحق اجرت آن روز يا ساعت مىباشند يا خير؟ و اگر مسؤول فقط بگويد مسؤوليت شرعى به عهده كارمندان يا كارگران است و ديگر غيبت نزند، از ايشان سلب مسؤليت شده است؟
ج. بايد طبق مقررات با آنها رفتار شود.
كم كردن حق بازنشستگى از حقوق كارمندان
969. آيا برداشت دولت از حقوق كارمندان جهت بازنشستگى بدون رضايت كارمندان، جايز است؟
ج. اگر شرطى از ابتدا نيست، جايز نيست.
اتلاف وقت كارمندان دولت
970. در صورتى كه كارمندى براى ساعت مشخصى در روز استخدام شود، اگر در آن ساعتها مشغول مطالعه شود يا بدون اشتغال خاصّى بىكار بماند، آيا در قبال آن ساعات مىتواند حقوق دريافت نمايد؟
ج. اگر كارى كه بايد انجام شود ترك مىكند، جايز نيست.
اضافه كارى
971. برخى از كارمندان وظايف محوله خود را در ساعات ادارى انجام نداده و بعد از ساعت ادارى به آن مىپردازند و در قبال آن اضافه حقوق دريافت مىدارند، آيا اين عمل جايز است؟
ج. جايز نيست.
صورت صحيح اجاره و رهن
972. اجاره و رهن صحيح را با مثالى توضيح فرماييد.
ج. اگر ضمن اجاره شرط شود كه پولى به عنوان قرض يا غير آن به صاحبخانه داده شود، صحيح است.
تصرف موجر در رهن
973. آيا موجر مىتواند از مبلغى كه به عنوان رهن گرفته است، استفاده كند؟
ج. چون مقصود از عنوان رهن همان قرض است، لذا موجر مىتواند از آن استفاده كند.
رهن بدون اجاره
974. آيا رهن تنها، بدون اين كه اجاره داده شود ـ مثل اين كه يك ميليون تومان به صاحبخانه بدهيم و آن را به مدّت يك سال رهن كنيم ـ صحيح است؟
ج. اگر رهن شرعى باشد كه وثيقهى دين و بدهكارى است، براى فروش آن در صورت عدم وصول، مانع ندارد؛ ولى در رهن، راهن و مرتهن از تصرّف ممنوع هستند مگر با اذن ديگرى و آن چه مرسوم است كه اسم آن را رهن مىگذارند، واقعا رهن نيست و چنانچه ضمن قرض شرط شود، ربا و حرام و باطل است. ولى مىتوانيد منزل را به مبلغ كمى اجاره نماييد و ضمن اجاره شرط كنيد كه يك ميليون قرض به صاحبخانه دهيد، كه در اين صورت بىاشكال است.
دادن وديعه به موجر
975. مرسوم است هنگام اجاره كردن مسكن يا مغازهاى، مستأجر مبلغى به عنوان وديعه به موجر مىپردازد كه به نسبت مبلغ وديعه از اجارهى كامل مسكن كم مىشود، اينگونه معامله چه صورت خواهد داشت؟
ج. اگر ضمن اجاره شرط قرض يا وديعه شده، اشكال ندارد. (مسألهى 1834 رساله.)
سرقفلى
976. چه راهى براى تصحيح معامله سرقفلى وجود دارد و گرفتن سرقفلى به چه نحوى حرام خواهد بود؟
ج. مىشود ضمن عقد اجاره آن را شرط كنند.
تعيين اجاره بها در صورت خريد سرقفلى
977. در صورت خريد سرقفلى مغازه، اجاره آن بايد به چه صورتى انجام گيرد؟ آيا مبلغ اجاره را بايد مطابق قانون تعيين نمود يا در دست صاحب ملك است؟
ج. دست صاحب ملك است.
ادعاى سرقفلى مستأجر
978. مغازه و ساختمانى را به عنوان امانت به كسى دادم و براى تحويل آن مدتى معين نشده و چون آن ملك براى وى منافعى داشت، ماهيانه مبلغى را پرداخت مىكرد، اكنون ادعاى مالكيت دارد و تقاضاى سرقفلى نموده است، لطفا وظيفه ما را بيان فرماييد؟
ج. ادعاى مالكيت او يا تقاضاى سرقفلى اعتبارى ندارد.
سرقفلى فروخته شده
979. اگر فردى خانهاى را خريدارى نمايد كه مغازه تجارى آن در اجاره شخص ديگرى باشد و مالك، سرقفلى آن را به مستأجر فروخته و مستأجر هم آن را به شخص ديگرى فروخته باشد، در صورت پايان مدت اجاره و درخواست تخليه مغازه، عوض سرقفلى را چه كسى بايد بپردازد؟ مالك سابق يا مستأجر قبلى يا خريدار خانه؟
ج. اگر خريدار مطلع بوده كه قهرا در نحوهى خريد ملاحظه كرده است و بايد خودش بپردازد و اگر مطلع نبوده، مالك سابق بايد بپردازد، با فرض اين كه در ثمن، فروش ملاحظه نشده است.
معامله سرقفلى
980. مستأجرى سرقفلى مغازهاى را بدون آن كه در قرارداد قيد شود كه مستأجر حق واگذارى آن را بدون اطلاع مالكين ندارد، آن را معامله كرده است، آيا معامله او جايز بوده است؟
ج. ظاهرا اشكال ندارد.
سرقفلى و اجاره
981. شخصى سى سال قبل از مالكى مغازهاى به عنوان اجاره تقاضا مىكند. مالك مىگويد: اگر بتوانيد مستأجرى كه فعلاً در مغازه است را راضى كنيد، به شما اجاره مىدهم. متقاضى مبلغ هفت هزار تومان به مستأجر سابق داده و كليد و مغازه را تحويل مىگيرد و با اجازه مالك، كل ساختمان را تجديد بنا و هر سه سال اجاره را مطابق معمول و رضايت مالك مىپردازد. آيا سرقفلى اين مغازه پس از سى سال مربوط به مستأجر فعلى مىباشد؟
ج. اگر ضمن عقد اجاره، شرطى كه موجب حقى براى او شود صورت نگرفته، مثل اين كه بعدا هم به او اجاره دهد سرقفلى ندارد، ولى براى تعمير ساختمان حقّ دارد.
ادعاى سرقفلى از سوى مستأجر
982. حدود سى سال قبل موجر به مستأجر گفته است: ملك را به تو اجاره مىدهم، اگر مستأجر قبلى را براى بيرون رفتن حاضر كنى و او هم مبلغى به مستأجر اولى داده و او رفته و مستأجر دوم در طول چند سال ملك را اجاره كرده و مال الاجاره را مرتّب داده است. حالا كه مىخواهد ملك را تخليه كند، ادّعاى سرقفلى مىكند، آيا مستأجر دوّم داراى حقّ سرقفلى است؟
ج. چون در اجارهى اولى و دومى صحبتى از سرقفلى نبوده و منشأيى براى آن نيست، مستأجر دومى استحقاق سرقفلى ندارد.
اضافه كردن اجاره پس از واگذارى سرقفلى
983. سرقفلى مغازهاى را شخصى چند سال پيش به ديگران واگذار نموده و اجارهاى كه به مالك مىپردازند از نرخ روز بسيار كمتر است، آيا مالك مىتواند مقدار اجاره را زياد كند؟
ج. بله، در اوّل اجاره مىتواند مقدار اجاره را زياد نمايد.
واگذارى سرقفلى
984. اگر سرقفلى مغازهاى را با اجارهى معيّن و بدون تعيين مدّت اجاره به صورت جداگانه خريدارى نمايند. پس از گذشت يك ماه و پرداخت اجاره، آيا مىتواند آن سرقفلى را به قيمت روز به ديگرى واگذار نمايد، در حالى كه در اجارهنامه شرط شده كه واگذارى مغازه بايد با رضايت مالك باشد؟
ج. با فرض اين كه فروش سرقفلى و اجاره، مستقل و جداى از هم بودهاند، بر فرض بطلان اجاره، ضررى به صحّت فروش سرقفلى اگر به نحو شرعى صورت گرفته باشد، نمىزند و در اين صورت مالك عين، ثانيا حق ندارد سرقفلى را بفروشد و مشترى سرقفلى هم براى واگذارى به غير بايد رضايت مالك را تحصيل نمايد و چون اجارهى ماهانه براى حدّاقل زمان ـ كه يك ماه باشد ـ معيّن بوده، اجاره محقّق شده است.
سرآمدن اجارهى مغازههاى سرقفلى
985. 1) دكانهايى واقع در پاساژى با پرداخت سرقفلى بدون شرط ضمن عقد اجاره داده شده و مدّت اجارهى آنها منقضى گرديده، چنانچه اجرتالمثل آنها به ميزان اجارهى دكانهاى مشابه آن محلّ مطالبه شود، چه حكمى دارد؟
2) با فرض مسألهى فوق آيا ادّعاى مستأجر به اين كه من اجارهى خودم را مثل دكانهاى ديگرى كه خارج از اين مجموعه است مىپردازم، با عدم رضايت مالك چه حكمى دارد؟
ج. بعد از مدّت اجاره، تعيين مالالاجاره موقوف به رضايت و تفاهم طرفين است مگر اين كه شرطى در بين باشد.
986. با عنايت به مسألهى فوق ادامهى تصرّفات مستأجر در محلّ مورد اجاره بدون جلب رضايت مالك، چه صورتى دارد؟
ج. بعد از انقضاى مدّتِ اجاره، تصرّف در عين مورد اجاره موقوف به رضايت مالك است.
مطالبهى سرقفلى از سوى مالك
987. شخصى سرقفلى مغازهاى را همراه با مبلغ معينى اجاره نموده اما مالك هر از چند وقت اجاره را بيشتر از مغازههاى مجاور بالا مىبرد، در حال حاضر، آيا مستأجر مىتواند سرقفلى مغازه را به فرد ديگر بفروشد و اگر مالك درصدى از چيزى كه مستأجر به عنوان سرقفلى مىگيرد را مطالبه نمايد، چه وجهى خواهد داشت؟
ج. مثل ساير موارد فروش سرقفلى است، مالك نمىتواند وجهى درخواست كند، مگر شرطى از سابق بوده باشد.
رابطه استحقاق سرقفلى و استفاده از ملك
988. آيا مجرد استحقاق مطالبه عوض سرقفلى هنگام تخليه منزل يا مغازه، براى جواز استمرار تصرف در آن مكان بعد از پايان مدّت اجاره كافى است يا خير؟ بر فرض ماندن مستأجر در آن مكان غصبى، آيا درآمدى كه از آنجا به دست مىآيد شرعا حلال است؟
ج. تابع اين است كه به چه نحوى مستحق مطالبه سرقفلى است و در هر صورت اجرت المثل منافع بر عهدهى اوست.
چك بى محل به عنوان سرقفلى
989. آيا مجرد عدم موجودى در حساب صاحب چك كه آن را در برابر سرقفلى داده، موجب بطلان معامله مىشود يا خير؟
ج. خير.
حق سرقفلى پس از مرگ موجر
990. اگر منزلى يا مغازهاى را صاحب آن به نام يكى از فرزندان خود بكند، بعد از مرگ پدر آيا وارث ديگر در حق سرقفلى شريك هستند و يا سرقفلى اين مكانها متعلق به مالك آنهاست؟
ج. متعلق به مالك آنها است.
كرايه اتومبيل
991. اگر فردى اتومبيلى را اجاره نموده و با آن مسافركشى كند، آيا درآمد حاصله به او تعلق دارد يا صاحب اتومبيل؟
ج. به مستأجر تعلق دارد.
مسافر دربستى
992. اگر كسى اتومبيلى را دربست كرايه نمايد، در صورتى كه راننده بين راه مسافرى سوار كند، كرايه دريافتى از مسافر متعلق به راننده است يا از مبلغ كرايه كم مىشود؟ در صورت تقاضاى خود مسافر براى سوار كردن مسافرين ديگر حكم كرايههاى آنان چيست؟
ج. اگر اجارهى كامل راننده و اتومبيل نكرده، پس كرايهى دريافتى متعلق به راننده است و چون دربستى، به منزلهى شرط مسافر سوار نكردن است؛ لذا مستأجر حق فسخ اجاره را دارد و اجرت المثل مىپردازد.
993. در صورت كرايه خودرو براى مقصد مشخص آيا تبيين جزييات مسير مثل داخل كوچه بودن و يا خاكى بودن جاده و... لازم است؟ در صورت مشخص نكردن آن، آيا راننده حق دريافت وجه اضافى را دارد؟
ج. اگر تبيين جزييات در تعيين مبلغ اجاره دخالت دارد، بايد آنها را تبيين كند و اگر حدّ متعارفى دارد، در زايد بر آن، راننده حق دريافت مبلغ اضافى را دارد.
تاكسى تلفنى
994. آيا گرفتن مبلغ بيشتر از تعرفههاى تاكسى تلفنى يا مبلغ تاكسى متر از مسافر توسط رانندگان تاكسى جايز است؟ در صورتى كه مسافر مبنى بر قيمتهاى مصوب سوار شده باشد، حكم آن چيست؟
ج. بر هر مبلغى كه از اوّل توافق كردهاند، همان لازم است و اگر نامى از آن مبلغ برده نشده، اجرت متعارف است.
اجاره پلاك تاكسى و...
995. آيا اشخاص مىتوانند مواردى مثل پلاك تاكسى يا جواز كسب خود (در كارهاى ديگر) را به ديگران اجاره دهند؟
ج. مانعى ندارد.
حق شيردهى
996. آيا مادر بعد از اين كه بچه را شير داده و او را بزرگ نموده، بعد از مدتى مىتواند ادعاى حق شير كند؟
ج. چون ظاهر امر ـ با عدم ادعا در زمان شير دادن ـ شير دادن مجانى است، زن بعدا حق ادّعا ندارد.
شير دادن زن به بچههاى ديگر
997. اگر زنى در مقابل شيرى كه به فرزند ديگرى مىدهد پولى دريافت كند مالك آن پول مىشود؟ آيا در اين كار رضايت شوهر لازم است؟
ج. خود او مالك آن پول است و در صورتى كه حق شوهر از بين نرود، لازم نيست از شوهر خود اجازه بگيرد.
|