|
تقاص اجرت
918. شخصى براى كسى با اجرت معينى كار مىكرده است، پس از انجام عمل، اجرت او را كمتر داده، آيا مىتواند از ساير اموال او بقيّهى اجرت را بردارد؟ با فرض اين كه علم دارد كه او اشتباه كرده و بىجهت انكار مىكند؟
ج. اگر راهى نداشته باشد، مىتواند.
شرط پرداخت مبلغ در صورت تأخير تخليه
919. اگر ضمن عقد اجاره شرط شود در صورت تخلّف مستأجر از تخليه بعد از انقضاى مدّت، موظّف است كه مثلاً سه برابر مال را بپردازد، آيا در صورت تخلّف بدهكار مىشود؟
ج. بدهكارى او به عنوان شرطى است كه در موقع اجاره آن را پذيرفته و اشكالى ندارد.
اجاره از زرتشتيان
920. اجاره نمودن منزل زرتشتيان چه حكمى دارد؟ آيا مىتوان در آن جا درس خواند و يا جلسات قرآنى برگزار نمود؟
ج. در هر صورت اجاره كردن محلّ از زرتشتى و دادن اجاره به او اشكال شرعى ندارد و مىتوانند در آن محلّ درس بخوانند يا جلسات قرآنى داشته باشند.
اجارهى زمين مورد اختلاف
921. زمينى مورد اختلاف بين دو نفر است. اگر يك نفر از آنها اين زمين را به شخصى اجاره دهد و اجارهكننده زمين را شخم بزند و شخص ديگرى بر آن زمين بذر بپاشد، محصول زمين را چه كسى بايد برداشت نمايد؟
ج. بذر از هر كه هست، حاصل هم از اوست، همان گونه كه اجرت زمين شخم زده هم بر اوست.
نحوهى ضامن شدن شخص ثالث در اجاره
922. در بعضى موارد اجاره، پيش از اجاره چكى از ثالث مىگيرند، آيا چنين ضمانى حقيقى است يا صورى؟
ج. تا پيش از تحقّق اجاره، اين ضمان صورى است، ولى در بقاى آن پس از اجاره، ضمان حقيقى مىشود. زيرا آن ضمان اولى بقا دارد و همين در صحت ضمان كافى است، و اما ضمان تعليقى متعارف كه ثالث مىگويد: اگر بدهكار دين را نداد من مىدهم، اين مانند شرط است نه ضمان و در صحت آن تأمل است.
اجاره دادن وجه نقدى
923. آيا اجاره وجه نقدى مانند پول صحيح است؟
ج. اگر قابل استفاده بوده و عين پول باقى باشد، اجارهاش صحيح است و در غير اين صورت صحيح نيست.
اجاره نمودن طلا
924. طلاساز، يك كيلو طلا را يك ساله اجاره مىكند كه با آن معاملاتى انجام دهد و آخر سال يك كيلو را با اجرت آن پس بدهد، آيا چنين اجارهاى صحيح است؟ راه شرعى را در صورت عدم صحّت آن، بيان فرماييد.
ج. اين اجاره باطل است؛ زيرا در اجاره بايد عين مال باقى باشد كه در اين جا باقى نيست؛ ولى راه حلّيت آن به اين صورت مىشود كه آن سود و اجرتى را كه مىخواهد در طول سال بدهد، در مقابل جنسى كم ارزش معامله كند، به شرط اين كه يك ساله يك كيلو طلا را به عنوان قرض بگيرد.
اجاره زمين
925. دو نفر زمينى را به صورت اجاره، طبق قراردادى با سازمانى به تصرف مىگيرند و اعيانى ساختمانى همان زمين (منظور غرفه) را طبق نظر كارشناسى وقت به مبلغ تمام شده پنج ميليون تومان خريدارى و بهاى آن را طبق قرارداد به سازمان مذكور پرداخت مىنمايند. با توجه به اينكه در قرارداد آمده است: مدت اجاره پنج سال تمام خورشيدى است و با توجه به اينكه در زمان انعقاد قرارداد به صورت شفاهى مقرر گرديده كه مال الاجاره با توجه به نرخ تورّم و عرف جارى معيّن گردد. بفرماييد:
1) آيا چنين قراردادى صحيح است؟
ج. بلى، صحيح است، اگر در پنج سال اوّل مال الاجاره را معلوم كردهاند و مالك ساختمان و مستأجر زمين است و طرفين بايد طبق قرارداد عمل كنند.
2) اگر سازمان مذكور همين مورد معامله را پس از گذشت پنج سال از قرارداد اوّل، توسط قرارداد ديگرى به شخص ديگرى واگذار نمايد، آيا صحيح است؟ با توجه به اينكه در قرارداد شخص اوّل آمده است موضوع قرارداد جزوا يا كلاً غير قابل انتقال يا واگذارى به هر شكل به غير، اعمّ از حقيقى يا حقوقى مىباشد.
ج. اگر شرط فعل كردهاند، تكليفا خلاف شرع نموده؛ اما وضعا باطل نيست و اگر به نحوى به شرط نتيجه برگردد، تابع شرط است.
اجاره حرم امامزاده
926. فردى در حرم يكى از امامزادهها، سالها روضه خوانى مىكرده است. اكنون هيأت امناى امامزاده قصد دارند ماهانه مبلغى از وى اجاره بگيرند. چه حكمى دارد؟
ج. اين وجهى ندارد، ولى خوب است خود او قدرى از سود حاصله را به مستحقى بدهد كه آن را در تعميرات يا امور ديگر آن امامزاده صرف كند.
فروش مال الاجاره
927. خانهاى را جهت كلاس درس زبان به مدت يك سال اجاره كرديم، ولى موجر بعد از چند ماه اعلام كرد: خانه را فروختهام، آن را تخليه كنيد و ما نيز تخليه نموديم و كليد خانه را براى گرفتن پول رهن نزد خود نگه داشتيم اما موجر بعد از دو ماه ادعاى اجاره مىكند، لطفا وظيفه ما را بيان فرماييد؟
ج. اگر با توافق، اجاره را اقاله كرديد، موجر ديگر حق اجرت اجاره را ندارد.
اجاره زمينهاى وقفى
928. در مورد اجاره زمينهاى اوقافى لطفا بفرماييد تعيين مبلغ اجاره به عهده عرف است يا خود مستأجر يا كارشناس و لطفا بفرماييد مخارجى كه در آن صورت مىگيرد، به عهده چه كسى است (در صورتى كه اين زمينها سالها دست مستأجران است و اجاره آن را به حساب مسجد يا حسينيه مىريزند.)
ج. تعيين مبلغ اجاره به عهدهى متولى شرعى وقف با لحاظ مصلحت وقف است و مخارج هم به توافق متولى و مستأجر مربوط است و با نبود متولّى، به حاكم شرع مربوط است.
اختلاف مالك و صاحب سند در مال الاجاره
929. آيا مستأجر بايد اجاره بهاء را به كسى كه خود را صاحب ملك مىداند و آن را به مستأجر اجاره داده است بپردازد و يا به كسى كه سند ملك دارد و ادعاى مالكيت مىكند؟
ج. به ذواليد (كسى كه ملك در دست او است) مىپردازد، مگر آن كه خلاف آن ثابت شود.
شرط ضرر
930. شخصى مزرعه و باغ خود را همراه آب، اجاره داده است و شرط كرده كه اگر ضررى متوجه محصول شد، بر عهده مستأجر است و مستأجر هم مقدار زيادى ضرر كرده، آيا شرط انجام شده صحيح است؟
ج. صحيح است.
استفاده از مورد اجاره پس از اتمام قرارداد
931. اگر مستأجر در پايان مدت اجاره، خانهاى پيدا نكرد، آيا به ناچار مىتواند در منزل استيجارى قبلى بماند تا خانهاى پيدا كند و اگر موجر راضى نباشد، آيا حكم غصب پيدا مىكند؟
ج. حكم غصب پيدا مىكند.
اجاره طلا
932. آيا اجاره دادن طلا (در صورت رواج آن) صحيح است؟ اگر براى فروش و معامله با آن باشد، چه وجهى دارد؟ و اگر براى زينت باشد، چه حكمى دارد؟
ج. در صورت فروش طلاهاى مبادله شده، به لحاظ آن كه عين مورد اجاره باقى نمىماند، اجاره صحيح نيست؛ اما اجاره طلا براى زينت در مدت معين و بازگرداندن عين آن بلامانع است.
ساختن مرغدارى در زمين اجارهاى
933. شخصى زمينى را به فردى اجاره داده است كه در آن زمين مرغدارى درست كند ـ كه اين كار را مىكند ـ اما بعد از مدتى يكى از وارثها از مستأجر مىخواهد تا زمين را تخليه كند و مرغدارى خود را از آنجا ببرد يا خراب كند، اما مستأجر مىگويد: اين همه خرج كردم و حاضر نيستم اين جا را تخليه نمايم، آيا حق با مالك است يا مستأجر؟
ج. تا مدت اجاره باقى است، حق با مستأجر است و هم چنين اگر شرطى ضمن عقد شده است.
انبار كردن پاركينك اجاره شده
934. شخصى منزلى را اجاره كرده است؛ اما از پاركينگ خانه به منظور انبار كردن اجناس به منظور فروش استفاده مىنمايد، آيا شرعا جايز است؟
ج. اگر خلاف قرارداد در اجاره نباشد، مانعى ندارد.
تغيير مبلغ اجاره متناسب با تورم
935. اگر ضمن عقد اجاره شرط شود كه مبلغ اجاره با تورم سطح زندگى به تناسب افزايش يابد، چه وجهى دارد؟
ج. اگر منظور، اجارههاى بعدى باشد و يا به نحو شرط ضمن عقد باشد، به توضيحى كه در مسألهى 1736 رساله آمده است، جايز است.
استفاده مستأجر از حياط مشترك
936. در حياط مشترك ميان صاحب خانه و مستأجر آيا در نبود صاحب خانه، مستأجر مىتواند از حياط و ديگر امكانات خانه استفاده كند؟
ج. اگر با رضايت صاحب خانه باشد، جايز است.
مستأجر متوفى
937. اگر شخصى منزلى را اجاره كند و پس از مدتى فوت كند، در صورتى كه وصيت نكرده باشد، آيا بدهى بقيه اجاره به عهده همسرش است يا از اصل مال برداشته مىشود؟ و آيا بعد از مرگ مستأجر ورثه مىتوانند اجاره را فسخ كنند؟
ج. بدهى از اصل مال برداشته مىشود و تا مدت اجاره تمام نشده، اگر در عقد اجاره شرط استفاده شخص مستأجر نشده است، حق فسخ ندارند. (مسألهى 1757 رساله.)
آزار و اذيت همسايگان به واسطه اجاره
938. در همسايگى ما، مؤسسات يا مدارسى محلى را اجاره كردهاند و باعث آزار و اذيت همسايگان مىشوند و به تذكرات ديگران هم اهميت نمىدهند، چه بايد كرد؟
ج. از موجر بخواهيد ديگر به آنها اجاره ندهد، و اگر اذيت و آزار آنها به حدّ حرام مىرسد، به حاكم شرع مراجعه كنيد.
اجاره قرآن و نماز و روزه خوانده شده
939. آيا كسى كه قرآن مىخواند و اجرت مىگيرد مىتواند چند ختم قرآن كند و اگر كسى آمد و از وى ختم قرآن يا نماز يا روزه خواست بگويد مثلاً چند روز پيش يك ختم قرآن كردم و يا يك سال نماز و روزه را كه قبلاً انجام دادهام به كسى هبه نكردهام، ثواب آن را به فرد مورد نظر شما هبه مىكنم و طرف مقابل هم قبول كند و اجرت آن را هم بدهد، آيا صحيح است؟
ج. اگر منظور اجرت عمل است، صحيح نيست و اگر در قبال اهداى ثواب است، مانعى ندارد.
نحوه پرداخت اجاره
940. آيا موجر مىتواند كرايه يك سال يا دو سال را مطالبه كند؟ و آنچه اكنون متداوّل است كه در پايان ماه كرايه را مىپردازند، آيا خلاف ضوابط شرعى نيست؟
ج. هر كدام باشد، با توافق دو طرف جايز است و بدون آن، به مسألهى 1739 رساله مراجعه شود.
اجاره جنس فروخته شده
941. اموالى به فردى فروخته شده است و تحويل داده شده است تا سند در آينده رسما به نام خريدار انتقال يابد، آيا فروشنده مىتواند در اين فاصله بين فروش عادى تا انتقال سند رسمى، شرعا اجارهاى با خريدار منعقد نمايد و اجاره طلب كند؟
ج. خير، نمىتواند.
ادعاى سفاهت موجر
942. فردى منزلى را به مدت 15 سال اجاره كرده و اجاره نامه رسمى هم تنظيم شده است، ولى بعد از فوت موجر، وارث او ادعا مىكند كه موجر سفيه بوده و اجاره باطل است، اين مسأله چه حكمى دارد؟
ج. مجرد ادّعاى آنها، اثرى ندارد.
كم كردن دست مزد توسط وكيل موجر
943. بنده وكيل شخصى هستم، به اين صورت كه صاحب كار پولى را به عنوان دستمزد براى كارگران به بنده مىدهد، ولى بنده به كارگران، كمتر از آن مبلغ مىدهم و بقيه آن را براى خودم بر مىدارم، آيا جايز است؟
ج. جايز نيست.
اجاره منزل مشتبه
944. اگر كسى خانهاى را اجاره كند و بعدا متوجه شود صاحب خانه آن خانه يا قسمتى از آن را با پول ربا خريده است، وظيفه چيست؟
ج. چون معاملات به ذمّه واقع مىشود، مالكيت صاحب خانه براى آن خانه اشكال ندارد.
ادامه كسب پس از اتمام قرارداد اجاره
945. آيا ادامهى كسب پس از انقضاى مدت اجاره مغازه يا پاساژ يا هر محل كسب ديگرى، شرعا جايز است؟
ج. اگر شرطى ضمن عقد قبلى نبوده است، جايز نيست.
تبديل شغل در محل مغازه
946. فردى مغازهاى را براى آرايشگرى اجاره كرده است و در مدت باقى اجاره، مىخواهد مغازه را به كبابى تبديل كند، آيا مالك مىتواند در بقيه مدت اجاره، كرايه را چند برابر كند؟
ج. اگر شرطى در كار نبوده است، نمىتواند اضافه كند.
اجاره دام
947. در بعضى مراتع، شخصى چند گاو را از ديگرى اجاره كرده و تا مدت ـ مثلاً يك سال ـ خرج حيوانات را داده و از منافعشان بهرهمند مىشود و پس از اتمام مدت، گاوها را با همان خصوصيات به صاحب آنها رد نموده و به ازاى هر يك هم مبلغى مىپردازد، لطفا بفرماييد اين چه نوع معاملهاى است؟ و چه حكمى دارد؟
ج. اين اجاره صحيح است و مبلغ پرداختى هم اجرت اجاره است.
خسارت كالا در باربرىها
948. مؤسساتى مانند پست و حمل و نقل، با دريافت اجرت معينى اقدام به حمل و رساندن كالا به مشترك مىكنند، در صورتى كه كالا بر اثر سرقت يا آتش سوزى و... تلف شود و يا خسارت ببيند، آيا ضامن كالا مىباشند؟
ج. اگر اجير و حامل افراط و تفريطى نكرده باشند، ضامن نيستند.
صيد كردن از سدّ اجاره داده شده
949. سدّى توسّط جهاد سازندگى تأسيس شده است، بعد از پر كردن آب، در آن ماهى پرورش داده مىشود. پس از مدّتى سدّ، در اختيار سازمان آب قرار گرفته و اينجانب آن سدّ را با ماهىهايش از آن سازمان اجاره نمودهام. بعضى از مردم به تصوّر اين كه ماهى اوّليه را جهاد ريخته است و به احتمال اين كه ماهى در آب را هر كس صيد كند مال او مىباشد، ماهىها را از آن سدّ صيد مىنمايند. آيا شرعا جايز است؟
ج. از خصوص مورد سؤال اطّلاع نداريم، ولى آن چه مىتوان در مورد مسأله گفت اين است كه سدّى كه جهاد به وجود آورده، چنانچه در زمين مباح احداث شده و در اختيار سازمان آب قرار داده اگر شخصى آن سدّ را با ماهىهاى آن از مسؤولين مربوطه اجاره كرده باشد، هر گونه تصرّف و انتفاع از سدّ، متعلّق به آن شخص است و افراد ديگر حقّ اصطياد ندارند و اگر خصوصيّات مورد نزاع باشد، محتاج به مرافعهى شرعيّه است.
لزوم عمل به مفاد اجاره
950. دو باب مغازه به صورت رهن و اجاره، بيست سال قبل كرايه داده مىشود. از بابت رهن مبلغ سى هزار تومان و از بابت كرايه ماهيانه هزارتومان تعيين مىشود و با شرايط ذيل اجاره داده مىشود.
الف) مدت اجاره سه سال تمام است.
ب) پس از پايان مدت سه ساله، مستأجر ملزم به تخليه و تحويل مغازهها مىباشد كه در برابر اخذ مبلغ مورد رهن، مغازهها را صحيح و سالم و بدون عذر و بهانه تحويل دهد (مالك وجهى به عنوان سرقفلى يا پيشينه ـ حقّ كسب و پيشه ـ از مستأجر دريافت نكرده است).
ج) مستأجر حق واگذارى مغازه به غير را ندارد.
به مدت پنج سال هر دو طرف، مالك و مستأجر با رضايت كامل رابطهى استيجارى خود را ادامه مىدهند. مستأجر كرايه خود را مىدهد و مالك دريافت مىكند. در سال پنجم مجددا اجارهنامهاى جديد با همان سه شرط بالا تنظيم مىگردد. فقط مبلغ كرايه از هزار تومان به هزار و دويست تومان افزايش مىيابد. شروع قرارداد جديد سال شصت و سه بوده است. پانزده سال قبل، پس از پايان مدت سه ساله يعنى سال سررسيد اجاره، صاحب مغازه با پرداخت مبلغ مورد رهن خواستار تخليه مغازه و گرفتن مغازههاى خود مىشود. مستأجر از تخليه مغازه خوددارى مىكند و چون صاحب مغازه از ادامهى رابطهى استيجارى رضايت نداشته است، اجارهى ماهيانه را به حساب صندوق دادگسترى واريز مىنمايد. صاحب مغازه دوازده سال است اين كرايه را نگرفته است. بفرماييد:
1) پس از پايان سه سال (سررسيد اجاره)، بدون رضايت صاحب مغازه، تصاحب در آن شغل حلال است يا حرام؟
2) آيا اين تصرّف غاصبانه مىباشد يا خير؟
3) آيا شرعا مستأجر براى تخليه مغازه حق درخواست سرقفلى يا پيشينه كسب از صاحب مغازه را دارد؟
4) اگر پس از پايان مدّت اجاره، مستأجر وجهى به عنوان سرقفلى يا پيشينه كسب از شخصى كه محل را باشرايط فوقالذكر به او اجاره داده بگيرد، حلال است يا حرام؟
5) اگر مستأجر كه مدت اجارهاش گذشته است، بدون رضايت صاحب مغازه، دكان را در اختيار فرد ديگرى قرار دهد و مقدارى سرمايه در اختيار او قرار دهد كه كاسبى كند (مستأجر اوّلى مدت اجارهاش تمام شده و در مغازه حضور ندارد) آيا توقّفش در آن محل حرام و غصبى است؟
6) اگر مالك رضايت نداشت و مستأجر پس از پايان سررسيد اجاره، مغازه را خالى نكرد و مالك به دادگسترى شكايت كرد و دادگسترى بر اساس قوانين، حكم داد كه مستأجر در مغازه بماند، آيا اين توقّف در مغازه بدون رضايت مالك حرام و توقّفش غصبى است؟
ج. اگر پولى نگرفته و مدّت اجاره سرآمده، مالك حق دارد درخواست تخليه كند.
فسخ اجاره توسط مستأجر
951. شخصى منزلى را براى مدت معينى اجاره كرده است، ولى بعد از گذشت مدتى، آن را فسخ نموده است، آيا فسخ اجاره توسط او صحيح است؟ آيا موجر مستحق دريافت اجارهى روزهاى قبل از فسخ هست؟
ج. فسخ يك طرف اجاره صحيح نيست و موجر استحقاق دريافت اجارهى روزهاى قبل را دارد.
حق كميسيون دلالهاى اجاره
952. آيا دلال در برابر راهنمايى و همراهى كردن مشترى براى نشان دادن منزلى جهت اجاره يا فروش، حق مطالبه اجرت دارد؟ چنانچه شخصى در آن روز معامله انجام ندهد و بعد از چند روز ديگر شخصا نزد مالك رود و معامله را انجام دهد، بدون اطلاع دلال، آيا در اين صورت باز دلال حق اجرت گرفتن دارد؟ و اگر اين كار براى فرار از پرداخت حق دلالى باشد، چه وجهى خواهد داشت؟
ج. دلال حق گرفتن حق الزحمهى خود را دارد.
مخارج انجام شده در مورد اجاره
953. اگر مستأجر از موجر بخواهد اصلاحات و تغييراتى در ملك و مال مورد اجاره ايجاد كند، مخارج آن بر عهدهى موجر است يا مستأجر؟
ج. مخارج آن بر عهدهى موجر است.
اجارهى مالالاجاره به مبلغ بالاتر
954. شخصى منزلى را اجاره مىكند، سپس آن را با مبلغى بيشتر اجاره مىدهد و رضايت صاحبخانه را نيز جلب مىكند. آيا اين اجاره صحيح مىباشد؟
ج. اگر صاحب ملك با او شرط كند كه فقط خود او از آن استفاده نمايد، مستأجر نمىتواند آن را به ديگرى اجاره دهد، و اگر شرط نكند، مىتواند آن را با همان مبلغ اجاره به ديگرى اجاره دهد. اما اگر بخواهد به زيادتر از مقدارى كه اجاره كرده اجاره دهد، بايد در آن كارى مثل تعمير و سفيدكارى انجام داده باشد يا به چيزى غير از آنچه اجاره كرده، اجاره دهد مثلاً اگر در برابر پول اجاره كرده به گندم يا چيز ديگر اجاره دهد و در غير اين دو صورت اجاره به مقدار زيادتر جايز نيست، (جهت توضيح بيشتر به مسألهى 1724 رساله مراجعه شود.)
احكام خيار در اجاره
955. آيا تمام خيارات بيع در اجاره نيز جارى مىشود؟
ج. غير از خيار مجلس، حيوان و خيار تأخير، بقيه خيارات در اجاره جارى است.
|