|
سيّد بحرالعلوم ـ رحمهاللّه ـ با آن همه بركات، از لحاظ سنّ كمتر از شيخ انصارى ـ رحمهاللّه ـ عمر كرده است! و شهيد اول ـ رحمهاللّه ـ چه قدر كتابهاى نافع و قوى و متين دارد. توفيق در تحصيل چيز ديگر است، توفيق به كثرت اشتغال نيست.
خيلى خطرناك است كه ندانيم قُدما چه راهى را مىرفتند! دليل عقب ماندگى ما آن است كه اموال شبههناك مصرف مىكنيم، و مال شبههناك، ايجاد ترديد و شبهه مىكند، و به قدر ضرورت و نان خالى اكتفا نمىكنيم.
اينها است كه در تحصيل ايمان و يقين و توفيق در تحصيل و آثار و بركات آن اثر دارد، لذا بعضى از علما خودشان در خانه نان تهيه مىكردند، تا از جهت طهارت و حليّت آن مطمئن باشند. تصرّف در مالى كه صاحب آن راضى نيست و مصرف كردن آن، در علميّات و عملّيات ما اثر مىگذارد.
ناصرالدّين شاه به مرحوم كَنى(1) خيلى احترام مىگذاشت، لذا او را از پرداخت ماليات معاف كرده بود. ولى مرحوم كَنى به او گفت: خواهش مىكنم دستور دهيد از املاك ما هم ماليات بگيرند! و مقصودش اين بود كه از هر جا كم كنند، به ديگران مىافزايند، و ازما كه ماليات نمىگيرند، به جاى آن از ديگران بيشتر مىگيرند.
علماى ما، در مصرف قناعت مىكردند، و به ديگران رسيدگى مىكردند! اما ما راهى را رفتيم و مىرويم كه نه به خودمان پرداختيم، و نه به ديگران رسيدگى كرديم؛ بلكه در اثر قناعت نكردن و غَوْر در ماديّات و تجمّلات زندگى هميشه مقروض هستيم. قرض در حقيقت مغلول كردن(2) نقدى است. خدا مىداند كه انسان چه قدر بايد تلاش كند و از كجا بياورد، تا قرضش را ادا نمايد.
1. عالم بزرگ، ملاّعلى تهرانى كنى (1220 ـ 1306).
2. در زنجير و بند كردن خود. |