|
عَلِىٌّ خَيْرُ الْبَشَر، وَ مَنْ أَبى فَقَدْ كَفَر |
|
|
|
مرحوم ميرزاى نورى در سامرّا دستور فرموده بود براى دو شبِ پنجشنبه و جمعه، صد نفر از طلاّب را دعوت كنند، ولى اشتباها همه ى صد نفر را براى يك شب دعوت كرده بودند، و غذا به اندازه ى پنجاه نفر تدارك ديده بودند، لذا به خانه ى مرحوم آخوند ملاّ فتح على سلطان آبادى رفتند و ايشان را از ماجرا باخبر نمودند. ايشان فرموده بودند: سر ديگ غذا را بر نداريد، تا من بيايم. قبل از كشيدن غذا ايشان حاضر شد، پارچه ى آب نخورده اى را مطالبه نمود و روى ديگ گذاشت و سه مرتبه دست را روى آن به طرف چپ و راست حركت داد و گفت:
«عَلِىٌّ خَيْرُ الْبَشَرِ، وَ مَنْ أَبى فَقَدْ كَفَر.»(1) على بهترين انسان است، هر كس اين را نپذيرد، قطعا كافر است. سپس غذاى داخل ديگ را كشيد و به همه ى صد نفر رسيد!
1. مناقب اميرالمؤمنين نوشته ى محمد بن سليمان كوفى، ج 2، ص 523 و 524؛ المسترشد، ص 272 و 280؛ بحارالانوار، ج 26، ص 306؛ ج 38، ص 6 ـ 14 و... |