|
براى حافظان قرآن سزاوار است كه قرآن را تكرار كنند، البتّه نه به حدّى كه ملال آور باشد، بلكه شايسته است روزى يك جزء بخوانند. از بعضى حافظان نقل شده كه حتّى حال ندارم ربع جزء بخوانم. به حسب ظاهر از روايتِ «تَعاهَدُوا هذَا الْقُرآنَ، فَإِنَّهُ وَحْشِىٌّ.»(1)؛ (اين قرآن را بپاييد، چرا كه زود از ياد مى رود.) استفاده مى شود كه حافظ قرآن بايد هر روز هر قدر توانست تكرار كند نه خيلى زياد؛ زيرا «يَلْزَمُ مِنْ وُجُودِهِ عَدَمُهُ»؛ (لازمه ى اين كار عدم آن [از ياد رفتن قرآن] است.) مثلاً روزى از يك جزء بيشتر نشود و شايد كمتر از آن هم مفيد نباشد. حاصل اين كه: «ما مِنْ شَىْ ءٍ إِلاّ وَ لَهُ حَدٌّ يَنْتَهى إِلَيْهِ.»(2) هر چيزى حدّ و اندازه اى دارد كه [وقتى به آن جا رسيد] پايان مى پذيرد [و ديگر مطلوب نيست]، به جز ياد خدا كه حدّ و اندازه اى براى آن نيست.
1. ميزان الحكمة، ج 3، ص 2523؛ مستدرك حاكم، ج 1، ص 553؛ مجمع الزوائد، ج 7، ص 169؛ المعجم الكبير طبرانى، ج 10، ص 137 و 189؛ كنزالعمّال، ج 1، ص 617؛ مجمع البيان، ج 1، ص 36.
2. اصول كافى، ج 2، ص 498؛ وسائل الشيعة، ج 7، ص 154؛ عدّة الداعى، ص 248.
|