|
اگر نماز شب نخوانى، عاقّت مى كنم! |
|
|
|
آقا سيّدجمال گلپايگانى ـ رحمه اللّه ـ به آقازاده ى خود مى فرمود: اگر نماز شب نخوانى، عاقّت مى كنم! پسر ايشان خيلى ناراحت مى شود و مى گويد: براى ترك مستحب چرا عاقّم مى كنى؟ ايشان مى فرمايد: منظورم اين است كه تا مى توانى نماز شب را ترك نكنى.
براى ترك مستحّب فرزندش را عاقّ مى كند. در حقيقت با اين كار آتيه ى فرزندش را تأمين مى كرده است، زيرا هر راهى جز آن، چه مال و چه زمين و ملك و چه گوسفند و دام و... فناپذير است.
مرحوم شيخ مرتضى(1) در مدرسه، شب ها بيدار مى شد، و شب هاى ماه رمضان چند ساعت مشغول خواندن قرآن مى شد و دورِ مدرسه راه مى رفت و با صداى خوش، قرآن و اشعار مثنوى و بابا طاهر را با گريه و زارى مى خواند، و روز كه مى شد، گوشه اى مشغول تدريس مى شد. و هنگامى كه درس نمى گفت، ساكت مى نشست به گونه اى كه گويا آن شخص ديشبى نيست.
آقا سيّدمحمّد باقرشفتى ـ رحمه اللّه ـ كه به دست خود حدود جارى مى كرد، شب ها مثل كسانى كه عقل خود را از دست داده باشند، به گريه و زارى و حركت هاى عجيب مشغول مى شد و روز كه مى شد عبا و قبا مى پوشيد، به گونه اى كه گويا آن كسى كه شب با آن حال تضرّع و زارى مى كرد، نيست.
1. مقصود، مرحوم شيخ مرتضى طالقانى ـ رحمه اللّه ـ (1274 ـ 1363)، مشهور و معروف در نجف است، كه در مدرسه ى آقا سيّد محمّد كاظم يزدى ـ رحمه اللّه ـ حجره داشته و تا آخر عمر ازدواج نكرد و حدود 90 سال عمر نمود. |