|
نمونه اى از مكر معاويه با على ـ عليه السّلام ـ |
|
|
نمونه اى از مكر معاويه با على ـ
على ـ عليه السّلام ـ از طريق
غيب از مكر و حيله ى معاويه آگاه بود، ولى مأذون نبود به علم غيب خود ترتيب اثر دهد
و بر اساس آن عمل كند.
معاويه كارهاى عجيب و غريبى با اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ كرد و سرانجام به حسب
ظاهر حضرت را مغلوب كرد. از جمله شايعه كرد كه قيس با ما است و مشهور شد كه عدّه اى
با آن حضرت بيعت نكرده اند و قيس آنها را مؤاخذه نكرد، لذا مردم گفتند: بيعت نمى
كنيم تا اين كه مسأله ى عثمان و على معلوم شود.
نمونه اى از مكر معاويه با على ـ
بالاخره، معاويه حتّى اصحاب حضرت امير ـ عليه السّلام
ـ را وادار نمود كه از حضرت مطالبه كنند كه قيس را عزل كند، لذا نقل مى كنند كه
عبداللّه بن جعفر ـ سلام اللّه عليه ـ به حضرت گفت: يا اميرالمؤمنين! يا قيس با
شماست و يا نيست، اگر با شما باشد، با عزل از شما برنمى گردد؛ و اگر نيست بهتر است
عزل شود.
معاويه، محمّد بن ابى بكر و مالك اشتر را كشت، ولى نتوانست قيس را بكشد. ديد اگر
بخواهد كوفه را بگيرد يا با على ـ عليه السّلام ـ بجنگد، قيس از پشت سر به او حمله
خواهد كرد، لذا با مكر و حيله و شايعه پراكنى، اميرالمؤمنين على ـ عليه السّلام ـ
را وادار كرد كه قيس را عزل كند.
|