|
هر كس سفّاكتر باشد نسبت به خلافت سزاوارتر است! |
|
|
هر كس سفّاكتر باشد نسبت به خلافت
خليفه ى ثانى از اميرمؤمنان ـ عليه السّلام ـ سؤال
كرد: جواهرات كعبه را چه كنيم؟ حضرت فرمود: بگذاريد به حال خود باشند.(1)
البته در آن زمان عمر به سخن اميرالمؤمنان گوش داد و بعد از بيان شافى حضرت
در اين باره، گفت: «لَوْلاكَ، لاَفْتَضَحْنا وَ تَرَكَ الْحُلِىَّ بِحالِهِ»؛ (اگر
تو نبودى، رسوا مىشديم و جواهرات را به حال خود باقى گذاشت.) شايد منظور حضرت استاد
ـ مدّظلّه العالى ـ تصرّف واليان ديگر بعد از او باشد.) ولى مگر گوش كردند، گفتند:
«حَسْبُنا كِتابُ اللّهِ.» كتاب خدا براى ما كافى است. (2)
هر كس سفّاكتر باشد نسبت به خلافت
هر كس را كه سفّاكتر و خونريزتر از ديگران بود، گفتيم
اَوْلى به خلافت است، يعنى «أَلْغالِبُ أَوْلى وَ لَوْ كانَ أَشْقى!»؛ (هر كس غلبه
كند، [براى تصدّى خلافت [ سزاوارتر است، هر چند از همه شقىتر باشد.) تمام بلاهايى
كه بر سر ما مىآيد را با دست خود كرده ايم: «مِنْهُمْ خَرَجَتِ الْفِتْنَةُ، وَ
إِلَيْهِمْ تَعُودُ.» فتنه از سوى آنان شروع شده و به آنان باز مى گردد.(3)
1. ( ر.ك: وسائل الشيعة، ج 13، ص 254، مستدرك
الوسائل، ج 9، ص 351؛ بحارالانوار، ج 30، ص 294؛ ج 4، ص 234؛ ج 96، ص 69؛ شرح نهج
البلاغه ابن ابى الحديد، ج 19، ص 158؛ نهج البلاغه، ص 523.
2. بحارالانوار، ج 22، ص 473 و 474؛ شرح نهج البلاغه
ابن ابى الحديد، ج 2، ص 55؛ ج 6، ص 51؛ ج 11، ص 49؛ ج 12، ص 87.
3. كافى، ج 8، ص 307؛ بحارالانوار، ج 2، ص 109؛
ج 18، ص 146؛ ج 52، ص 190؛ اعلام الدّين، ص 406؛ ثواب الأعمال، ص 252 ـ در تمام
موارد ياد شده اين عبارت در مورد «فقهاى سوء آخر الزمان» به كار رفته است.
|