|
01 اسفند 1388 ساعت 11:39 |
تطميع يا اغفال
انگليس در جنگ با دولت عثمانى فهميد كه نخواهد توانست
از راه سلاح و نبرد با دولت عثمانى و مردم مسلمان (اعمّ از شيعه و سنّى) مقابله
كند، ناچار از راه دسيسه، توطئه، حيله و رشوه دادن به رؤساى سپاه بر ما مسلّط شد!
به شاه عربستان دستور داد تا كويت را تهديد به جنگ نمايد. او هم به دولت كويت
پيشنهاد كرد كه: يا تسليم، يا جنگ. و كويت به دولت انگليس تلگراف كرد كه ابن سعود،
اين پيشنهاد را كرده است انگليس جواب داد: يا به نَجْد(بخشى از سرزمين حجاز. ر.ك:
لسان العرب، ج 3، ص 415؛ ولى در اينجا كلّ سرزمين حجاز و عربستان سعودى فعلى منظور
است. ) ملحق شو، يا تحت الحمايه ى ما باش! يعنى همه چيزت مال ما باشد. كويت هم ديد
در اين موقعيّت مناسب بهتر است تحت الحمايهى انگلستان شود، با همين دو تلگراف، كار
را تمام كرد و كويت را مستعمره ى خود نمود. چه قدر انسان بايد به خدا پناه ببرد، از
رشوه هايى كه خودش بگيرد، يا ديگران براى اغفال انسان بگيرند، تا آن جا كه كشتن و
ترور افراد، جزء واجباتِ انسان رشوه خوار مى شود، ولو به اسم مخالفت دينيه!
|