|
وَزْ ياد او چنان شدم كه او شدم |
|
|
وَزْ ياد او چنان شدم كه او شدم
در « ذِكْرُ اللّهِ » و ياد خدا، اهلش مى دانند كه چه اتّفاقى مى افتد.
همين قدر خودش، خودش
مى شود، « و ز ياد او چنان شدم كه او شدم » چنان كه خداوند سبحان مى فرمايد:
«كُلُّ شَىْ ءٍ هَالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ
و»( 1) هر چيز جز روى [يعنى: ذات و يا اسما و صفات] او نابود است.
و نيز مى فرمايد: «فَلاَ تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّآ أُخْفِىَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ...» (2)
هيچ كس نمى داند كه چه چشم روشنى هايى براى آنها مخفى شده است.
و آيه ى شريفه ى
«أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَـلـئِنُّ الْقُلُوبُ» (3)؛ (هان! تنها با ياد خدا دل ها آرام مى گيرند) به حسب
حصرِ مستفاد از تقديم ما حَقُّهُ التَّأخيرُ، سبب اطمينان و آرامش دل ها را
منحصراً ذكرُ اللّه مى داند، و از ميان اسما هم خصوص « اللّه » ذكر شده است. عجب آيه اى است كه جامعيّت و
مانعيّت دارد!
وَزْ ياد او چنان شدم كه او شدم
بنابراين، آيا ما كه آرامش نداريم، مى توانيم
بگوييم ذاكريم؟!
آيا مى شود تمام بزرگان و علما در دعوى اين گونه مطالب اشتباه كرده باشند؟! آيا در
امور تكوينيه اين همه اشتباه از عقلا ممكن است؟! آيا ممكن است عاقلى به جاى حمّام،
لباس هاى خود را در مسجد بيرون بيآورد؟ و يا در حمّام، به جاى مسجد به نماز
بايستد؟! و به ماست بگويد چه فسنجان خوبى؟! يا به فسنجان بگويد چه ماست شيرينى؟!
آيا ممكن است چنين اشتباهاتى در امور تكوينيّه از عقلا صادر شود؟
اگر ممكن نيست، پس مشاهدات و حالاتى كه آنها از مراتب شهود و معرفت ادّعا
مى كنند نيز خطأ و اشتباه نيست، بلكه واقعيت دارد، و ما كه از حالات و مشاهدات آنها
محروميم نبايد منكر آنها باشيم.
1.سوره ى قصص، آيه ى 88.
2.سوره ى سجده، آيه ى 17.
3.سوره ى رعد، آيه ى 28.
|