آمار سایت

سيّدالشهدا ـ عليه السّلام ـ در آغوش رسول خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ چاپ ارسال
سيّدالشهدا ـ عليه السّلام ـ در آ Image

سؤال: در كتاب كامل الزيارات آمده است:
روزى، هنگامى كه امام حسين ـ عليه السّلام ـ در دامان حضرت رسول ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ در خانه نشسته بود، آن حضرت خطاب به حضرت فاطمه ـ عليهماالسّلام ـ فرمودند:
«إِنَّ الْعَلِىَّ الاْءَعلى تَرآءى لى فى بَيْتِكِ هذا، و فى ساعَتى هذِهِ فى أَحْسَنِ صُوَرةٍ وَ أَهْيَأِ هَيْئَةٍ وَ قالَ لى: يا مُحَمَّدُ، أَتُحِبُّ الْحُسَيْن ـ عليه السّلام ـ ؟
 فَقُلْتُ: نَعَمْ، قُرَّةُ عَيْنى وَ رَيْحانَتى وَ ثَمَرَةُ فُؤادى وَ جَلْدَةُ ما بَيْنَ عَيْنَىَّ.

سيّدالشهدا ـ عليه السّلام ـ در آ

 فَقالَ لى: يا مُحَمَّدُ، وَ وَضَعَ يَدَهُ عَلى رَأْسِ الْحُسَيْن ـ عليه السّلام ـ بُورِكَ مِنْ مَوْلُودٍ عَلَيْهِ بَرَكاتى وَ صَلَواتى وَ رَحْمَتى وَ رِضْوانى...»(1) پروردگار بزرگ در اين خانه ى تو و همين لحظه در بهترين صورت و آراسته ترين هيئت خود را به من ارايه داد، و فرمود:
اى محمّد، آيا حسين ـ عليه السّلام ـ را دوست دارى؟
عرض كردم: بله، او نور چشم و مايه ى آسايش و ميوه ى دل، و پوست ميان دو چشم من است.
 پس در حالى كه دست خود را بر سر امام حسين ـ عليه السّلام ـ گذاشته بود فرمود: اى محمّد، چه مولود مباركى! بركات و درودها و رحمت و خشنودى من بر او باد...
منظور از «وَضَعَ يَدَهُ عَلى رَأْسِ الْحُسَيْن ـ عليه السّلام ـ» و «إِنَّ الْعَلِىَّ الاْءَعلى تَرآءى لى» چيست؟
جواب: شايد مقصود از «وَضَعَ يَدَهُ»، دست مبارك خود رسول اللّه  ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ يا يد رحمت حضرت حق باشد.
 منظور از «تَرآ ىلى» هم قطعا رؤيت حسّى كه محال است، نيست؛ زيرا رؤيت مستحيل است، هم در دنيا و هم در آخرت، لذا نبايد به «كَرُؤيَةِ بَعْضِكُمْ بَعْضا»؛ (مانند ديدن شما همديگر را) تأويل شود. رؤيت ممكنه قلبيّه به همه ى وجوهش ممكن است، هم در دنيا و هم در آخرت، و اين رؤيت هم نه با همه كس يا همه جا يا براى هر كس است، بلكه ماجراى اين روايت امر خاصّى است كه خداوند مى خواهد تنفيذ شود و امام حسين ـ عليه السّلام ـ مشمول رحمت خاصّه گردد، و معاهده اى است با رسول اللّه  ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ و حضرت فاطمه ـ عليهاالسّلام ـ . مگر حضرت فاطمه ـ عليهاالسّلام ـ راضى مى شد؟!
 البتّه خدا هر چه بخواهد مى كند و «فاعل ما يَشآءُ لِما يشآءُ»؛ (هر چه را بخواهد و براى هر منظور بخواهد مى كند) است و آن ها تسليم اند و راضى و صابر هستند، منتهى به اين ترتيب مى خواهد از آنان امضا بگيرد. چنان كه در روز عاشورا درباره ى حضرت امام حسين ـ عليه السّلام ـ دارد كه: «خُيِّرَ بَيْنَ النَّصْرِ عَلى أَعْدآئِهِ وَ بَيْنَ لِقآءِ اللّه  تَعالى، فَاخْتارَ لِقآءَ اللّه  تعالى.»(2) بين پيروزى بر دشمنان و ملاقات (با خداوند متعال) مخيّر شد، و آن حضرت ملاقات با خداوند متعال را برگزيد.
هم چنين در روايت است كه آن حضرت به كربلا نرسيده، طايفه ى جن آمدند و گفتند: اجازه دهيد الآن همه ى دشمنان شما را هلاك كنيم.
 چنين كارى را هم مى توانستند بكنند، ولى حضرت در جواب آن ها فرمودند: «وَ إِذا أَقَمتُ بِمكانى، فَبماذا يُبْتَلى هذَا الخَلْقُ المَتْعُوسُ، وَ بِماذا يُخْتَبَرونَ؟!... نَحْنُ وَ اللّه  أَقْدرُ عَلَيْهِمْ مِنْكُمْ.» (3) اگر من در جاى خود بمانم، پس اين خلق نابود شده با چه چيز آزموده و مورد ابتلا واقع شوند؟!... به خدا سوگند، ما بهتر از شما مى توانيم آن ها را نابود كنيم. با آن قدرت، اَشدّ و سخت ترين بلاها را تحمل نمود. صبر آن ها دليل بر فوق العاده بودن آن ها در افراد بشر مى باشد و اين كه بايد آن ها يا نبّى باشند يا وصىِّ نبّى.

 

1. كامل الزيارات، ص 67 و 70. نيز ر.ك: بحارالانوار، ج 44، ص 238.

2. بحارالانوار، ج 45، ص 12. نيز ر.ك: لهوف، ص 101.

3.  ر.ك: بحارالانوار، ج 44، ص 330؛ لهوف، ص 66؛ نيز ر.ك: مستدرك الوسائل، ج 10، ص 217 و 325.

 
< بعد   قبل >