در آيه ى شريفه ى «إِنَّ
الصَّلَوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَ الْمُنكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ»(1)؛
(نماز انسان را از كارهاى زشت و ناپسند باز مى دارد، و قطعا
ياد خدا بزرگتر است.)
جمله ى «تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ» اشاره به تخليه، و عبارت «وَ لَذِكْرُ اللَّهِ
أَكْبَرُ»يعنى ياد كردن بنده از خدا، اشاره به تحليه
است.
در روايت آمده است:
« لَذِكْرُاللّه الْعَبْدَ أكْبَرُ مَنْ غَيْرِ ذِكْرِهِ [يا] مِنْ ذِكْرِ
غَيْرِهِ. »(2)، به نقل از امام باقر ـ عليه السّلام ـ درباره ى آيه ى«وَ لَذِكْرُ
اللَّهِ أَكْبَرُ» آمده است:
« ذِكْرُ اللّه لاِءَهْلِ الصَّلاةِ أَكْبَرُ
مِنْ ذِكْرِهِمْ إِيّاه. أَلا تَرى أَنَّهُ يَقوُلُ: فَاذْكُروُنى، أَذْكُرْكُمْ.»؛
(ياد خدا از نمازگزاران، بزرگتر از ياد آن ها از خداست. مگر نمى بينى كه مى فرمايد:
«پس مرا ياد كنيد، تا شما را ياد كنم.») كه مصدر اضافه به فاعل شده است يعنى:
ياد كردن خدا از بنده، از غيرِ ذكر او، يا از ذكرِ غير او
بزرگتر است.
و در بعضى از روايات، « ذِكْرُ اللّهِ » (در اين صورت مصدر اضافه به مفعول است يعنى
ياد بنده از خدا، بزرگ تر از ياد مردم است.) در مقابل « ذِكْرُ النّاسِ » ذكر شده
است، يعنى « ذِكْرُ اللهِ أكْبَرُ مِنْ ذِكْرِ النّاسِ. »؛ (ياد خدا از ياد كردن
مردم بزرگتر است.)
بنابراين، هركس مردم را ياد
كند واز آنها بترسد و يا دوست داشته باشد و يا به سوى آنها بگريزد و يا از آنها
فرار كند، به ياد خدا نيست.
در نماز و عبادات عنايت به « ذكر اللّه و توجّه به خدا » نيست، بلكه عنايت به
« عدم توجّه به غير » شده كه توّجه به او است، زير
اگر بنده توّجه و ارتباطش را از غير خدا قطع كند، ارتباطش با
خدا قهرى است.
ممكن است «وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ» اشاره به تعرّض( اشاره به حديث « إِنَّ
لِرَبِّكُمْ فى أَيّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحاتٍ، أَلا فَتَعَرَّضُوا لَها. »؛ (پروردگارتان
در روزهاى عمر شما، نفحاتى براى شما دارد، هان بدان روى آوريد و از آن روى
برمتابيد.) (3)معناى « تعرّض نسبت به آيات انفسى » به صورت اجمالى و اشاره
در متن ذكر شده است.) آيات انفسى در «وَ فِى أَنفُسِهِمْ» ( 4) باشد، در مقابل آيات
آفاقى «فِى الاْءَفَاقِ» براى استدلال به وجود غيبى واجب، هر چند وجود نَفْس هم از
آيات آفاقى و از موجودات خارجى است، نظير آفتاب، ماه، ابر، باران، كواكب، زمين و
آسمان.
اگر «وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ» به معناى « ذِكْرُ الْعَبْدِ لِلّهِ » باشد،(
بنابراين كه مصدر اضافه به مفعول شده باشد.) منظور ذكر قلبى است. و بهترين لفظى كه
در مقام لفظ حكايت از آن ذكر قلبى كند، از ميان تمام اسماى حسنى لفظ جلاله ى «
اللّه » است؛ بلكه به حسب لغت مى شود گفت: ذِكْرُ اللّهِ از قبيل اضافه ى مصدر به
مفعول است، و مذكور به ذكر، در آيه ذكر شده است، كه لفظ جلاله ى « اللّه » حاكى از
آن است.
1.
سوره ى عنكبوت، آيه ى 45.
2.
در تفسير قمى، ج 2، ص 150؛ وسائل الشيعه، ج 27، ص
374؛ مستدرك الوسائل ج 3، ص 80، بحار الانوار، ج 79، ص 206
3.
ر.ك: بحار الانوار، ج 68، ص 231؛ ج 80، ص 352؛ ج 87،
ص 95. نيز مشابه: تفسير امام حسن عسكرى ـ عليه السّلام ـ ص 179.
4.
سوره ى فصّلت، آيه ى 53.
|