|
19 اسفند 1388 ساعت 09:01 |
سر سفره او نشسته ايم بدانيد كه
بدانيد كه در وقتى [كه ] ما
خلوت كرديم [خداوند] مطّلع است ، وقتى جلوى مردم هستيم مطّلع است ، حرف مى زنيم
مطّلع است ، ساكتيم مطّلع است .
همين كه شخص مطّلع شد - صاحب اين خانه ، صاحب اين عالم ، از
هر فرد فرد، به تمام افعال و تروك ، به تمام زوايا مطّلع شد، آنچه كه نيّت كرده و
مى كند، آنها را هم مطّلع است ؛ بلكه نيّت خير را مى نويسد، نيّت شرّ را نمى نويسد
تا شرّ محقّق نشده ، شرّ هم كه محقّق شد، يك مقدار صبر مى كند تا ببيند توبه مى كند
يا نه ، برمى گردد يا نه ؟ - كار تمام است .
مقصود، همين كه انسان بداند كه
خدا مى داند، كار تمام شد، ديگر معطّل نباشد، همه چيز را تا به آخر مى فهمد، [كه ]
چه بايد بكند و چه بايد نكند، از چه منتفع مى شود و از چه متضرّر مى شود، [خداوند]
ما را مى بيند.
[آيا] مى توانيم [با اينكه ] سر سفره او نشسته ايم ، با همديگر نزاع بكنيم ؟
[مثلاً] آن غذا را من جلوتر ديدم ، من بايد بخورم ؛ او مى گويد من اوّل اين را
برداشتم ، من بايد اين غذا را بخورم ، سر اين دعوا بكنيم و مقابله بكنيم ؟
تمام اين جنگهايى كه حكومتها دارند، از همين قبيل است ؛ سر
سفره كريم نشسته اند، او هم مى بيند.
سر سفره او نشسته ايم بدانيد كه
دستور هم معلوم است كه چيست ، [خداوند] از چه خوشش
مى آيد، از چه بدش مى آيد: از آزار به غير حقّ بدش مى آيد؛ از احسان به حقّ در جايش
خوشش مى آيد، همه اينها را مى داند و ما هم مى دانيم كه او اين دستور را داده و
اينها را مى داند و مى بيند، آيا اين كار [ها] را مى كنيم ؟
آدم جلوى يك نفر آدم عادى هر گونه معصيّت نمى كند، با اينكه شخص عادى است ، شايد
قدرت من از قدرت او بيشتر باشد نتواند به من [كارى كند]، اما همينقدر به من بدبين
مى شود، با من بد مى شود، يك وقتى اگر فرصت پيدا كرد كار ما را تصفيه مى كند. اما
خدا كه اين جور نيست ، خدا قادر است و عالم است و دستور هم داده و مى داند ((چه كسى
مى داند و چه كسى نمى داند))، همه اينها را مى داند.
[آيا] جلوى او مى توانيم مخفى بكنيم ، يا نه آشكار كنيم طورى
نمى شود، نمى تواند كارى بكند، آيا اين جور است ؟ [آيا] هيچ فايده براى ما دارد،
[آيا] مى توانيم مخفى كنيم ؟
انسان يا غيرانسان مكلّف ، به جايى شقاوتش مى رسد كه اصلاً اين مطالب كانّه به گوشش
نخورده كه خدايى داريم بيناست ، شنواست ، داناست ، قادرست ، رحيم و كريم است . قادر
است يك سر سوزنى اگر در راه او صرف بشود، مزدش را بدهد، يك همچنين [خدايى است ].
|