|
08 دی 1386 ساعت 10:34 |
|
مساءله 295 :
بنابر اظهر، ترجمه صيغه عقد به فارسى يا زبان ديگر با وجود قدرت بر عربى كافى است . و احتياط مستحب عربى بودن صيغه است و براى كسى كه آشنا به معناى عربى صيغه نيست و فقط مى داند كه صيغه عقد، به اين لفظ جارى مى شود احتياط مستحب اين است كه هم صيغه عربى و هم ترجمه اش را بخواند و اكتفا كردن او به عربى خالى از تاءمل نيست .
و اگر نمى توانند صيغه عربى را بخوانند و يا وكيل بگيرند ،قطعاً ترجمه كافى است .
مساءله 296 :
كسى كه صيغه عقد را مى خواند، چه براى خود و چه به عنوان وكيل ، بنابر احتياط واجب ، بايد بالغ و عاقل باشد و در هنگام خواندن صيغه قصد ايجاد عقد نكاح داشته باشد، و اگر در حال مستى صيغه را بخوانند، عقد صحيح نيست .
مساءله 297 :
ولىّ يا وكيل زن يا مرد كه صيغه عقد را مى خوانند، بايد زن و شوهر را به قصد و لفظ معين كنند و در صورتى كه زن و شوهر به لفظ يا قصد معين نشود، چه از روى غفلت باشد يا با قصد خلاف ، عقد باطل است .
مساءله 298 :
حضور دو شاهد عادل ، در عقد دائم و غيردائم لازم نيست ، ولى احتياط مستحب آن است كه حضور داشته باشند.
مساءله 299 :
زن و مرد بايد به عقد راضى باشند، ولى اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد كنند و بعداً زن و مرد بگويند به آن عقد راضى هستيم ، عقد صحيح است .
مساءله 300 :
اگر زن و مرد يا يكى از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد راضى شوند و بگويند به آن عقد راضى هستيم ، عقد صحيح است .
مساءله 301 :
اگر پدر و جد پدرى غايب باشند، به طورى كه نشود از آنان اذن گرفت و ازدواج براى دختر لازم باشد، يا در ازدواج نكردن ضرر يا حرج (يعنى مشقت شديدى ) باشد، و همچنين اگر پدر يا جد پدرى از ازدواج او با كسى كه هم كفو اوست ، با وجود تمام مقدمات و شرائط، ممانعت كنند، و او نيز تمايل به ازدواج دارد و ازدواج هم به مصلحت او باشد، با اجتماع تمام شرائط مى تواند ازدواج نمايد.
موارد فسخ عقد
مساءله 302 :
اگر مرد بعد از عقد بفهمد كه زن يكى از اين هفت عيب را دارد مى تواند عقد را به هم بزند:
1 : ديوانگى .
2 : بيمارى خوره .
3 : بيمارى برص .
4 : كورى .
5 : شل بودن ، به طورى كه معلوم باشد.
6 : گوشت يا استخوان يا غده اى در فرج او باشد، كه مانع نزديكى شود.
7 : افضاء شده باشد.
افضاء يعنى چه :
يعنى مجراى بول يا مجراى حيض و غائط او يكى شده باشد، ولى اگر مجراى حيض و غائط او يكى شده باشد، به هم زدن عقد مشكل است و بايد احتياط شود.
مساءله 303 :
اگر زن بعد از عقد بفهمد كه شوهر او ديوانه است ، يا آلت مردى ندارد، يا عنّين است و نمى تواند نزديكى نمايد، يا بيضه هاى او را كشيده اند، مى تواند عقد را به هم بزند.
مساءله 304 :
اگر مرد يا زن ، به سبب يكى از عيوب كه در دو مساءله قبل گفته شد عقد را بهم بزند، از هم جدا مى شوند و طلاق لازم نيست .
مساءله 305 :
اگر به علّت آن كه مرد عنّين است و نمى تواند نزديكى كند، زن عقد را به هم بزند، شوهر بايد نصف مهر را بدهد، ولى اگر به علت يكى از عيوب ديگر كه گفته شد، مرد يا زن عقد را به هم بزند، چنانچه مرد با زن نزديكى نكرده باشد چيزى بر او نيست و اگر نزديكى كرده ، بايد تمام مهر را بدهد.
مساءله 306 :
دخترى كه به حدّ بلوغ رسيده و رشيده است يعنى مصلحت خود را تشخيص مى دهد اگر بخواهد شوهر كند چنانچه باكره باشد بنابر احتياط تكليفاً بايد از پدر يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد ولى در غير باكره در صورتيكه بكارتش به سبب شوهر كردن از بين رفته باشد اجازه پدر، جدّ پدرى لازم نيست .
|