آمار سایت

پيشنهاد ترك مخاصمه از سوى امام حسين ـ عليه‏السّلام ـ چاپ ارسال

آن روز كه ميثم تمار را به بالاى دار بردند، چه گناهى داشت؟! حضرت سيّد الشّهدا چه گناه و جرم و غُرمى(1) داشتند كه پيشنهاد آن حضرت را قبول نكردند و عمر سعد گفت:
« إِشْهَدُوا لى عِنْدَ الاْءَميرِ أَنّى أَوَّلُ مَنْ رَمَى. »(2) 
نزد امير (عبيداللّه‏ بن زياد) گواهى دهيد كه من اولين كسى بودم كه [به سوى حسينـ عليه‏السّلام ـ]تير پرتاب نمودم.
و سرانجام او را شهيد كردند، و در نتيجه بعد از اين جريان بَرّ و فاجر با يزيد بد شدند و به او لعن و نفرين كردند. آنان حضرت را « بَيْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ »؛(3) (يا جنگ و شمشير و يا ذلت و خوارى) مخيّر نمودند و نزول بدون شرط و قيد بر حكم و تسليم ذلت بار را از آن حضرت خواستند:

« أَنْ تَنْزِلَ عَلى حُكْمِ الاْءَميرِ عُبَيْدِاللّه‏ِ بنِ زِيادٍ. »؛(4) (بايد بر حكم عبيداللّه‏بن زياد سر نهى.) يعنى تسليم خفّت‏بار و بدون قيد و شرط به گونه‏اى كه هر چه خواستند با آن حضرت بكنند، يا بكشند يا آزاد كنند؛ ولى حضرت راه سوم غير از « سلّه » و « ذلّه » را پيشنهاد دادند، و آن رها كردن آن حضرت بود تا به سر حدّات برود و يا به همان‏جا كه آمده بود برگردد.(5) بنابراين، اين سخن كه يزيد در مجلس خود در پاسخ كسى كه گفت:
« كان أَميَرُالْمُؤْمِنينَ [يعنى مُعاوِيَة] يَكْرَهُ هذا. »
اميرمؤمنان معاويه از شهادت و به قتل رساندن امام حسينـ عليه‏السّلام ـ كراهت داشت.
و يزيد در جواب او گفت: « وَ اللّه‏ِ،لَوْ خَرَجَ عَلَيْهِ، لَقَتَلَهُ. »
به خدا سوگند، اگر امام حسين ـ عليه‏السّلام ـ بر معاويه خروج مى‏كرد، قطعا او را مى‏كشت.
دروغ است، زيرا آن حضرت در طول ده سال عليه معاويه خروج نكرد، و گرنه چرا پيشنهاد ترك مخاصمه را داد؟! آيا مگر آن حضرت بر تو خروج كرد كه چنين مى‏گويى؟!
 

1. بدهى و غرامت.
2. لهوف، ص100؛ مثير الأحزان، ص56. نيز ر.ك: بحار الانوار، ج45، ص12؛ ارشاد، ج2، ص100، اعلام الورى، ص242.
3. بحار الانوار، ج45، ص83؛ احتجاج، ج2، ص300؛ لهوف، ص97؛ مثير الأحزان، ص54.
4. ر.ك: بحارالانوار، ج45، ص129 و 301؛ ارشاد، ج2، ص116؛ مثيرالاحزان، ص98؛ مناقب ابن‏شهر آشوب، 490، ص55.
5. بحار الانوار، ج44، ص389؛ اعلام الورى، ص235؛ ارشاد، ج2، ص86.

 
< بعد   قبل >