|
تعريف طلاق
طلاق يعنى رهايى و يا گسستن پيمان زناشويى
مرد با شرايط ذيل مى تواند زن خود را طلاق دهد:
1 - بالغ باشد
2 - عاقل باشد
3 - مجبور نباشد
4 - قصد طلاق داشته باشد
مساءله 368 :
زن بايد در وقت طلاق از خون حيض و نفاس پاك باشد، و شوهرش در آن پاكى يا در حال نفاس و حيضى كه قبل از اين پاكى بود با او نزديكى نكرده باشد
عدّه طلاق
مساءله 369 :
زنى كه نُه سالش تمام نشده يا زن يائسه اگر چه شوهر با او نزديكى كرده باشد عدّه ندارد، بعد از طلاق مى تواند فورا شوهر كند.
مساءله 370 :
زنى كه نُه سالش تمام شده و يائسه نيست اگر شوهر با او نزديكى كند و طلاقش دهد بعد از طلاق بايد عدّه نگاه دارد يعنى بعد از آنكه در پاكى طلاقش داد به قدرى صبر كند كه دوبار حيض ببيند و پاك شود و همين كه حيض سوم را ديد عدّه او تمام مى شود و مى تواند شوهر كند. ولى اگر پيش از نزديكى كردن با او طلاقش بدهد، عدّه ندارد.
مساءله 371 :
زنى كه حيض نمى بيند، اگر در سن زنهايى باشد كه حيض مى بينند چنانچه شوهرش بعد از نزديكى كردن او را طلاق دهد، بايد از طلاق تا سه ماه عدّه نگاه دارد.
مساءله 372 :
اگر زن آبستن را طلاق دهند، عدّه اش تا دنيا آمدن يا سقط شدن بچه اوست ، بنابراين اگر مثلاً يك ساعت بعد از طلاق ، بچه او به دنيا آيد، عدّه اش تمام مى شود.
عدّه وفات
مساءله 373 :
زنى كه شوهرش مرده بايد ((تا چهار ماه و ده روز)) عده نگاه دارد، يعنى ، از شوهر كردن خوددارى نمايد اگر چه يائسه يا صيغه يا نُه سالش تمام نشده باشد، يا شوهرش با او نزديكى نكرده باشد و اگر آبستن باشد بايد تا موقع زاييدن عدّه نگاه دارد ولى اگر قبل از چهار ماه و ده روز بچه اش به دنيا آيد بايد تا چهار ماه و ده روز از مرگ شوهرش صبر كند و اين را ((عدّه وفات )) مى گويند.
مساءله 374 :
ابتداى عدّه وفات از موقعى است كه زن از مرگ شوهر مطلع شود.
مساءله 375 :
زنى كه در عدّه وفات مى باشد، حرام است لباسهاى رنگارنگ بپوشد و سرمه بكشد، و همچنين كارهاى ديگرى كه زينت حساب شود بر او حرام مى باشد.
مساءله 376 :
اگر زنى را كه حامله نيست طلاق رجعى داد و قبل از اتمام عدّه طلاق ، شوهر وفات كرد، زن بايد از زمان مرگ شوهر، عدّه وفات نگه دارد.
طلاق بائن
معناى طلاق بائن
مساءله 377 :
طلاق بائن آن است كه بعد از طلاق مرد حق ندارد به زن خود رجوع كند يعنى بدون عقد او را به همسرى قبول نمايد، و آن بر پنج قسم است :
1 - طلاق زنى كه نُه سالش تمام نشده باشد
2 - طلاق زنى كه يائسه باشد
3 - طلاق زنى كه شوهرش بعد از عقد با او نزديكى نكرده باشد
4 - طلاق زنى كه او را سه دفعه طلاق داده اند
5 - طلاق خُلْع و مُبا رات
طلاق رجعى
مساءله 378 :
طلاق رجعى آن طلاقى است كه بعد از طلاق تا وقتى كه زن در عدّه است مرد مى تواند به او رجوع نمايد و عقد مجدد لازم نيست
احكام رجوع كردن
مساءله 379 :
در طلاق رجعى مرد دو صورت مى تواند به زن خود رجوع كند:
1 - حرفى بزند كه معنايش اين باشد كه او را دوباره زن خود قرار داده است
2 - كارى كند كه زن از آن بفهمد رجوع كرده است
طلاق خُلْع
مساءله 380 :
طلاق زنى را كه به شوهرش مايل نيست و مهر يا مال ديگر خود را به شوهر مى بخشد تا طلاقش دهد. ((خُلْع )) گويند
طلاق مُبارات
مساءله 381 :
اگر زن و شوهر يكديگر را نخواهند و زن مالى به مرد بدهد كه او را طلاق دهد آن طلاق را ((مبارات )) گويند
مساءله 382 :
اگر زن در بين عدّه طلاق خُلْع يا مبارات از بخشش خود برگردد شوهر مى تواند رجوع كند و بدون عقد دوباره او را زن خود قرار دهد.
مسائل متفرقه طلاق
مساءله 383 :
اگر با زن نامحرمى به گمان اينكه همسر خود اوست نزديكى كند، چه زن بداند كه او شوهرش نيست ، يا گمان كند شوهرش مى باشد، بايد عدّه نگاه دارد.
مساءله 384 :
زنى كه به عقد دائم درآمده و شوهرش گم شده ، اگر بخواهد به ديگرى شوهر كند، بايد نزد مجتهد عادل برود و به دستور او عمل نمايد.
مساءله 385 :
پدر و جد پدرى ديوانه در صورتى كه مفسده و ضررى در كار نباشد، مى توانند زن او را طلاق بدهند.
|